پيغام مدير : وبلاگ دوازدهمین حجت خدا زیر نظر پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب مدیریت می شود . این وبلاگ در جهت ترویج فرهنگ مهدویت و ارائه ی حکایات و روایات در باب امام زمان (عج) و نشانه های ظهور آن حضرت و گفته های ایشان در تاریخ 10/03/1387 شروع بکار کرده است.
× تمامی مطالب با سند معتبر در این وبلاگ موجود می باشند. × کپی برداری از مطالب با ذکر نام وبلاگ بلا مانع می باشد. × یا ابا صالح المهدی (عج) ادرکنی ...
لوگوي ما
-------------------- كد لينك ما :
خبرنامه
براي دريافت مقاله هاي ديني و فرهنگي اينجا عضو شويد :
خروج و قيام دابّة الارض در زمان ظهور مهدي عجّل الله مي باشد و روايات زيادي وارد شده كه منظور از آن ، اميرالمؤمنين عليه السّلام مي باشد . از جمله :
در بحار ، از ابو عبدالله جدلي آورده كه گفت :
بر علي بن ابي طالب عليه السّلام وارد شدم ، به من فرمود : آيا سه مطلب را به تو خبر ندهم پيش از آنكه بر من و تو كسي وارد شود ؟ عرض كردم : چرا ؛ فرمود : من بنده خدايم و من دابّة الارض هستم و راستگوي زمين و عدل آن و برادر پيامبرش مي باشم ؛ آيا تو را خبر دهم تو را به انف و عين مهدي ؟ عرض كردم : آري ، پس آن حضرت دست بر سينه خود زد و فرمود : من .
- انف به معني سيد و آقا در امور و عين به معني آن است كه مثل خود شيء ، باشد . پس اميرالمؤمنين عليه السّلام مقتداي مهدي عجّل الله در افعالش و عين او ، انگار خود اوست .
در بحار از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود :
مردي به عمّار بن ياسر گفت : اي ابو اليقظان ، آيه اي در كتاب خدا هست كه قلبم را تباه كرده و مرا به شك انداخته است . عمّار گفت : كدام آيه ؟ آن مرد گفت : آنجا كه خداوند متعال مي فرمايد :
و هنگامي كه وعده عذاب ما بر آنان تحقق يافت ، بر ايشان دابّة الارض ( جنبنده اي از زمين ) بر آوريم كه با آنان سخن گويد كه مردم به آيات ما يقين نمي داشتند .
اين كدام دابّه است ؟ عمّار گفت : به خدا قسم نمي نشينم و غذا نمي خورم و نه چيزي مي آشامم تا اينكه آن را به تو نشان دهم .
سپس با آن مرد به سوي اميرالمؤمنين عليه السّلام شتافت . آن حضرت خرما و كره تناول مي كرد ؛ به عمّار فرمود : پيش بيا اي ابو اليقظان . عمّار نشست و شروع به خوردن كرد . آن مرد تعجب كرد و وقتي عمّار برخاست به او گفت : سبحان الله اي ابو اليقظان ، تو سوگند خوردي كه چيزي نخوري و نياشامي و ننشيني تا آن را ( دابة الارض ) به من نشان دهي ! عمّار گفت : اگر تعقّل كني متوجه مي شوي كه آن را به تو نشان داده ام .
کتاب مکیال المکارم
نوشته شده توسط ... ؟ در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388