پيغام مدير :
این وبلاگ در جهت ترویج فرهنگ مهدویت و ارائه ی حکایات و روایات در باب امام زمان (عج) و نشانه های ظهور آن حضرت و گفته های ایشان در تاریخ 10/03/1387 شروع بکار کرده است.
×
تمامی مطالب با سند معتبر در این وبلاگ موجود می باشند.
×
کپی برداری از مطالب با ذکر نام وبلاگ بلا مانع می باشد.
×
یا ابا صالح المهدی (عج) ادرکنی ...

--------------------
كد لينك ما :
براي دريافت مقاله هاي ديني و فرهنگي اينجا عضو شويد :
انتظار و ظهور
شبهات مهدویت
گفته های بزرگان
مهدویت در ادیان دیگر
سخنان چهارده معصوم ( مهدویت )
حضرت زهرا (س)
عکس
ویژه نامه نیمه شعبان87
ترانه های مهدویت
یاران مهدی
گواهان مهدی(عج)
نرم افزار مهدوی
دجال و سفیانی
امام زمان عجل الله
ماه شعبان و جشنهای ما
دابه الارض
آذر 1388
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :

طراحي شده توسط علي کورشفر
www.TakTemp.com
حكمت قيام هنگام ياد نام قائم ( امام زمان عجل الله )
كتاب منتخب الاثر به نقل از كتاب مرات الكمال از الدمعت الساكبه از شيخ محمد بن عبدالجبار آمده كه وي در كتاب مشكات الانوار گفته :
هنگامي كه دِعْبِل قصيده معروف خود را بر حضرت امام رضا عليه السّلام خواند و امام قائم عجل ا... تعالي فرجه را ياد كرد ، امام رضا عليه السّلام دست خود را بر سر نهاد و به عنوان تواضع بپا ايستاد و براي فرج آن جناب دعا كرد .
در كتاب الزام الناصب به نقل از تنزيه الخاطر آورده كه : از امام صادق عليه السّلام سبب بپا خواستن هنگام ياد نمودن لفظ قائم از القاب حضرت حجت عليه السّلام سؤال شد ، آن حضرت فرمود : زيرا او را غيبتي است طولاني و از مهرباني شديدي كه نسبت به دوستانش دارد به هر كسي كه او را به اين لقب كه به دولت او و حسرت خوردن از جهت غُربتش اِشعار دارد – ياد كند ؛ نظر مي فرمايد ؛ و از و از گونه هاي تعظيم او اين است كه غلام به حال تواضع براي ارباب خود بپاخيزد هنگامي كه مولاي جليلش به ديده شريفش به او نظر مي كند ، پس بپا خيزد و از خداند ، تعجيل فرجش را طلب نمايد .
لينك ثابت ![]()
كيفيّت ولادت امام زمان ، حضرت حجّت بن الحسن عجّل الله تعالي ( امام زمان عجل الله )
در كتاب دلائل الامامه از حكيمه خاتون عليها السلام دختر حضرت جواد عليه السّلام نقل كرده است كه گفت :
امام عسكري عليه السّلام ، روزي به من فرمود :
عمّه جان دوست دارم امشب نزد ما افطار كني ، زيرا امر مهمّي در آن به وقوع مي پيوندد . ( 1 )
عرض كردم : آن امر مهم چيست ؟
فرمود : إن القائم من آل محمّد يولد في هذه الليلة .
همانا آن قيام كننده از آل محمّد امشب بدنيا مي آيد .
عرض كردم : از چه كسي متولد مي شود و مادرش كيست ؟
فرمود : نرجس
حكيمه خاتون گويد : وارد خانه شدم ، اول كسي كه با من برخورد كرد حضرت نرجس خاتون عليها السلام بود .
به من گفت : عمّه جان ؛ فداي شما شوم حالتان چطور است ؟
به او گفتم : بلكه من فداي شما شوم اي سرور زنان اين عالم ؛ چون كفشهايم را بيرون آوردم نرجس خاتون آمد كه آب روي پاهاي من بريزد ، او را قسم دادم كه چنين نكند و گفتم : بدان خداوند تبارك و تعالي تو را به نوزادي گرامي داشته است كه امشب به دنيا خواهد آمد ، با شنيدن آن جامه اي از وقار و هيبت نرجس را پوشانيد ، و من به او بارداري و اثري از آن نديدم .
سؤال كرد : چه وقت آن نوزاد به دنيا خواهد آمد ؟ دوست نداشتم وقت مشخصي را ذكر كنم مبادا دروغ گفته باشم لذا به گفتم : امام عسكري عليه السّلام فرموده است : در سپيده اول صبح .
وقتي كه افطار كردم و از نماز فارغ شدم خوابيدم و نرجس عليها السلام با من خوابيد ، سپس براي نماز شب از خواب بيدار شدم و نرجس عليها السلام نيز بيدار شد ، نماز را خواندم و به انتظار فرا رسيدن صبح نشستم ، نرجس به استراحت پرداخت ، چون گمان كردم صبح نزديك شده براي جستجو از طلوع فجر بيرون آمدم و به آسمان نگاه كردم ، ستارگان را ديدم كه ناپديد گشته اند و فجر اول خيلي نزديك شده است ، سپس برگشتم و گويا شيطان مرا به وسوسه انداخت .
امام عسكري عليه السّلام از اطاق مجاور مرا صدا زد و فرمود :
عمّه جان شتاب مكن ، پس گويا آن امر انجام شد .
و او سجده كرد و شنيدم در دعايش چيزي مي گفت كه نفهميدم و ندانستم چيست ؟ در اين هنگام پايداري و آرامش يافتم . چيزي نگذشت كه احساس كردم نرجس به خود حركتي داد ، به او گفتم : نترس ، خدا نگهدار تو باشد . روي سينه من قرار گرفت و كودك را به طرف من رها كرد و خود سجده كنان بر زمين افتاد و كودك را ديدم كه به حال سجده روي زمين قرار گرفته است .
او در سجده اش به توحيد و نبوت و امامت اقرار كرد و فرمود :
لا اله الّا الله ، محمّد رسول الله و علي حجّت الله .
معبودي جز خداوند نيست ، محمّد صلي الله عليه و آله فرستاده خدا و علي حجّت پروردگار است .
آنگاه يكايك امامان را تا پدر بزرگوارش برشمرد . امام عسكري عليه السّلام مرا صدا زد و فرمود :
عمّه جان پسرم را نزد من بياور ، خواستم او را اصلاح كنم و پاكيزه گردانم ، ديدم به هيچگونه اصلاح نيازي ندارد و كاملاً تميز و پاكيزه است .
كودك را نزد امام بردم ، امام عليه السّلام نور ديده اش را بغل گرفت ، صورت و دست و پاي مبارك او را بوسيد و زبان خويش را در دهان آن طفل نهاد و اسرار و معارف الهي را به او چشانيد و سپس به او فرمود :
فرزندم بخوان .
آن مولود مبارك ، لب ها را گشود و خواندن قرآن را از « بسم الله الرحمن الرحيم » آغاز كرد .
سپس امام عليه السّلام بعضي از كنيزان را كه مي دانست راز نگهدار هستند و اين خبر را فاش نمي كنند فرا خواند و نوزاد را به آنها نشان داد و فرمود :
بر اين طفل سلام كنيد و او را ببوسيد و بگوييد : تو را به خدا سپرديم ، و باز گرديد . بعد از آن فرمود : عمّه جان ، نرجس را بخوان تا نزد من آيد .
او را صدا زدم و گفتم : امام عليه السّلام تو را خواند كه نوزادت را ببيني و با او وداع كني و من پس از مشاهده آن امر مهم و گذراندن آن شب تاريخي به خانه برگشتم .
فردا وقتي به محضر امام عليه السّلام رسيدم نوزاد را نزد آنها نيافتم ، ولادت مسعود او را به آن حضرت تبريك گفتم و از ايشان سراغ نوزادش را گرفتم ، به من فرمود :
يا عمّه ؛ هو في ودايع الله الي أن يأذن الله في خروجه .
او در امان خدا و تحت حمايت او است تا اينكه خداوند به او اجازه خروج دهد . ( 2 )
· طبري در همان كتاب روايت ديگري نظير اين روايت ذكر كرده و مختصري اضافه دارد كه در اينجا نقل مي كنيم :
نرجس عليها السلام نوزادي كه گويا ماه پاره اي بود به دنيا آورد ، بر بازوي راست او نوشته شده بود : « جاء الحق و زهق الباطل إنّ الباطل كان زهوقا » حق پايدار شد و باطل نابود گرديد و به راستي كه باطل از بين رفتني است و بقا ندارد . ( اسراء . 81 )
امام مدّتي با او اظهار محبت كرد و گفتگو نمود تا لب به سخن گشود و آنگاه يكايك امامان را برشمرد تا به خودش رسيد ، و براي دوستانش دعا كرد كه خدا به دست او فرج و گشايشي حاصل فرمايد .
سپس بين من و امام عليه السّلام تاريكي فاصله انداخت و بعد از آن ، نوزاد را نديدم . عرض كردم : اي سرور من ، آن نوزادي كه نزد خدا گرامي است كجا رفت ؟ فرمود ؟
آنكه از تو به آن كودك سزاوار تر است او را گرفت .
من از جا برخاستم و به منزل برگشتم ، بعد از چهل روز به خانه امام عسكري عليه السّلام شرفياب شدم ، پسر بچه اي را ديدم كه در ميان خانه راه مي رود ، چهره اي از چهره او زيباتر ، لغتي از لغت او فصيح تر ، كلامي از كلام او دلنشين تر نديده بودم .
به امام عرض كردم : اين كيست كه با اين اوصاف مي بينم ؟ فرمود :
اين همان مولود عزيز و گرامي نزد خداست .
عرض كردم : او بيشتر از چهل روز نيست كه به دنيا آمده در حالي كه شبيه چهل روزه ها نيست . امام تبسّمي نمود و فرمود :
عمّه جان ، آيا نمي داني كه ما طايفه امامان در هر روز به اندازه يك هفته ديگران ، در هر هفته به اندازه يك ماه و در هر ماه به اندازه يك سال آنها رشد مي كنيم . ( 3 )
كتاب القطرة من بحار مناقب النبيّ و العترة ( قطره اي از درياي فضايل اهل بيت عليهم السّلام )
پي نوشت :
1 – امام عسكري عليه السّلام اين بانوي با عظمت را كه دختر امام جواد عليه السّلام و خواهر امام هادي عليه السّلام و عمّه آن حضرت و سر آمد بانوان شيعه در آن زمان بود را دعوت كرد تا آنجا بماند و شاهد عيني ولادت آن آخرين ذخيره الهي باشد و پس از چند روز كه به محضر آن حضرت شرفياب شد ، امام عليه السّلام به او فرمود :
عمّه جان ، هنگامي كه من از دنيا رفتم و شيعيانم دچار اختلاف شدند به افراد مورد اعتماد قصّه ولادت او را بگو ، ولي بايد اين داستان پيش تو و آنها پنهان باشد ...
2 – دلائل الامامة : 497 ح 93 ، تبصرة الولي : 15 ح 3 .
3 – دلائل الامامة : 500 ضمن ح 94 ، تبصرة الولي : 19 ضمن ح 4 .
شباهتي بین مهدي عجل الله به عيسي بن مريم عليه السّلام ( امام زمان عجل الله )
شباهت هاي زيادي بين امام مهدي عجل الله و عيسي بن مريم عليه السّلام وجود دارد و ما در اينجا به بارز ترين آنها اشاره مي كنيم و آن اينكه : مردم درباره عيسي اختلاف كردند و همين نيز براي مهدي موعود پيش مي آيد .
امام صادق عليه السّلام در بيان شباهت حضرت حجت عليه السّلام به عيسي عليه السّلام فرمود : يهود و نصاري اتفاق كردند بر اينكه عيسي كشته شده ولي خداوند عزّ و جل آنها را تكذيب كرد و فرمود : وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِن شُبِّهَ لَهُم ( سوره نساء . آيه 157 ) و او را نكشتند و به دار نياويختند ولي امر بر آنان مشتبه شد .
غيبت قائم عليه السّلام نيز همين طور است كه عاقبت اين امّت آن را انكار خواهد كرد به خاطر طولاني شدن آن ، بعضي هدايت نشوند و خواهند گفت : اصلاً متولد نشده و بعضي ديگر مي گويند : متولد شده و مُرده و كساني كُفر مي ورزند چون مي گويند : يازدهمين نفر از ما عقيم بوده و برخي سركش خواهند شد به اينكه : امامت را به سيزده نفر و بيشتر سرايت دهند و ديگراني خداي عزّ و جل را معصيت كنند به اينكه بگويند : روح قائم عليه السّلام در كالبد ديگري وارد شده و او سخن از زبان آن حضرت مي گويد .
لازم بذكر است تمامي اتفاقاتي كه از زبان امام صادق عليه السّلام ذكر شد ، رخ داده و امروزه كساني را مي بينيم كه امامت را به بيشتر از دوازده نفر سرايت داده اند . البته اين نمونه در بين مردم عادي به چشم نمي خورد و در فرقه هاي ساخته شده غربي همچون فرقه ذهبيه - كه در ايران فعاليت مي كنند – به خوبي مشاهده مي شود . پس وظيفه ما در اين زمان آن است كه با آنان مقابله كنيم و جلوي گمراهي مردم توسط آنان را بگيريم . به لطف خدا و امام مهدي عليه السّلام .
خانه مهدى كجاست؟ ( امام زمان عجل الله )
از سامرا تا سهله
بسيارى دوست دارند بدانند امام زمان (عج) در كجا زندگى مىكند.
براى روشن شدن اين پرسش بايد محل سكونت امام زمان - عليه السلام - در چهار دوران به اختصار
بررسى شود:
1 . دوران پدر
بدون شك محل ولادت امام مهدى - عليه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت
امام حسن عسكرى - عليه السلام - در سامرا و نزد پدرش مىزيست . حكيمه خاتون، دختر امام جواد -
عليه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را در خانه امام عسكرى - عليه السلام -
مشاهده كرد . برخى از ياران امام مانند احمد بن اسحاق نيز وى را همان جا ديدهاند . امام در يكى از
ملاقاتهايش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده
بود، بيرون آمد .
روزى يعقوب بن منقوش پرسيد: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان
كرد امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را ديد . مهدى - عليه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر
نشست .
امام عسگرى، در دقايق پايانى عمر، به عقيد خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده
است، نزد من آور . . . . اين روايات گواهى مىدهد امام مهدى - عج الله فرجه الشريف - در حال
حيات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مىكرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان
مىداشت .
2 . غيبت صغرا
امام، در دوران 74 ساله غيبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مىكرد; زيرا چهار نايب خاصى كه با وى
رابطه مستقيم داشتند، در بغداد به سر مىبردند . آنها نامههاى مردم را به وى مىرساندند و پاسخ
دريافت مىكردند . امام صادق - عليه السلام - مىفرمايد: براى حضرت قائم دو غيبت است: يكى كوتاه و
ديگرى طولانى . در غيبت اول، كسى جز خواص شيعيان وى، جايگاهش را نمىداند . به احتمال قوى
نايبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مىآمدند .
3 . غيبت كبرا
درباره محل اقامت امام در دوران غيبت كبرا نمىتوان به طور دقيق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق
- عليه السلام - به ابوبصير فرمود: نيكوترين منزل مدينه است . علامه مجلسى نيز مىگويد: همين
جمله دلالت مىكند آن حضرت غالبا در مدينه و اطراف آن به سر مىبرد . امام باقر - عليه السلام -
هم به كوه «ذى طوى» اشاره فرموده است; اما بايد گفت هيچ كس به محل دقيق سكونت امام
مهدى - عليه السلام - راه پيدا نمىكند; زيرا امام عصر به ابراهيم بن مهزيار فرمود: پدرم از من پيمان
گرفته در سرزمينى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نيرنگهاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران
رسيده و گمراه، نهان و مصون باشم . اين پيمان مرا بر فراز تپههاى بلند و ريگزارها و سرزمينهاى مورد
اطمينان افكنده است .
برخى احتمال مىدهند امام در يكى از جزاير دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزيره
خضرا معروف است، به سر مىبرد. گروهى نيز با منطبق دانستن اوصاف اين جزيره با مثلثبرمودا، آن
مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشريف - مىدانند; زيرا به رغم تلاشهاى فراوان تا
كنون كسى به كشف اسرار اين مثلث توفيق نيافته است. بىترديد اين نظر نادرست مىنمايد .
به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور
مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . هيچ كس وى را نمىشناسد تا
وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به يوسف صديق اجازه داد خود را به برادرانش
بشناساند .
بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف -
حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است .
عبيد بن زراره گفت: از امام صادق - عليه السلام - چنين شنيدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را
نبينند . او در روزهاى حج مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند .
محمد بن عثمان، يكى از نواب اربعه، نيز در اين باره مىگويد: والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل
سنة فيرى الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه; به خدا سوگند، صاحب اين امر همه ساله در مراسم
حجحضور پيدا مىكند . مردم را مىبيند و مىشناسد; ولى مردم - با اينكه او را مىبينند -
نمىشناسند .
4 . عصر ظهور
امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله اقامت خواهد كرد. دهها هزار پيامبر در اين مسجد نماز
گزاردهاند و محل سكونت بزرگانى چون حضرت ابراهيم و ادريس و خضر بوده است. امام صادق -
عليه السلام - به ابوبصير فرمود: اى ابامحمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مىبينم كه با زن و
فرزندانش در آن مستقر مىگردد.
به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور
مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند .
ابوبصير پرسيد:
آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟
حضرت فرمود: آرى، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه
در اين مسجد نماز گزارد . هر كس در اين مسجد بماند، مانند آن است كه در خيمه رسول خدا اقامت
كرده است . هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مىكشد . روز و شبى
نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مىبرند و در آن به عبادت خداوند مىپردازند .
ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه اين مسجد سه مقام، با اعمال ويژه، واقع شده است . كه اين
مقامها به حضرت ابراهيم و ادريس و خضر منسوبند.
منبع : تبیان
..: آخرين مطالب ارسالي :..
All Rights Reserved 2005-2006 © by emam12.Blogfa.com
پايگاه اطلاع رساني چهارده منتخب
www.14montakhab.com

