پيغام مدير :
این وبلاگ در جهت ترویج فرهنگ مهدویت و ارائه ی حکایات و روایات در باب امام زمان (عج) و نشانه های ظهور آن حضرت و گفته های ایشان در تاریخ 10/03/1387 شروع بکار کرده است.
×
تمامی مطالب با سند معتبر در این وبلاگ موجود می باشند.
×
کپی برداری از مطالب با ذکر نام وبلاگ بلا مانع می باشد.
×
یا ابا صالح المهدی (عج) ادرکنی ...

--------------------
كد لينك ما :
براي دريافت مقاله هاي ديني و فرهنگي اينجا عضو شويد :
انتظار و ظهور
شبهات مهدویت
گفته های بزرگان
مهدویت در ادیان دیگر
سخنان چهارده معصوم ( مهدویت )
حضرت زهرا (س)
عکس
ویژه نامه نیمه شعبان87
ترانه های مهدویت
یاران مهدی
گواهان مهدی(عج)
نرم افزار مهدوی
دجال و سفیانی
امام زمان عجل الله
ماه شعبان و جشنهای ما
دابه الارض
آذر 1388
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :

طراحي شده توسط علي کورشفر
www.TakTemp.com
دجال ( دجال و سفیانی )
( رئيس گمراهان است ) دجّال
سَلُوني اَيُهَا النّاسُ قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُوني ؛
اي مردم ، بپرسيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد .
روزي حضرت علي عليه السّلام براي مردم سخنراني مي كردند . ايشان پس از حمد و ثناي خدا ، جمله فوق را سه بار گفتند ، تا اينكه صعصعة بن صوحان از جاي برخاست و گفت : اي اميرالمؤمنين دجّال كِي خروج مي كند ؟
حضرت فرمودند : بنشين كه خداوند سخن تو را شنيد و منظور تو را دانست . به خدا قسم آنكه پرسيده شده از سؤال كننده داناتر نيست ( = دجّال نادان است ) وليكن نشانه هايي دارد و آمادگيهايي كه مانند دو تاي كَفَش پي در پي واقع مي شوند ، اگر بخواهي از آنها تو را خبر دهم ؟ عرضه داشت : آري ، يا امير المؤمنين .
فرمود : اين نشانه ها را حفظ كن :
هر گاه مردم نماز را بميرانند و امانت را خيانت كنند و دروغ را جايز شمارند و ربا بخورند و رشوه بگيرند و ساختمانها را محكم بسازند و دين را به دنيا بفروشند و سفيهان را به كار بگمارند و با زنان مشورت كنند ( = زنان در كارها دخالت كنند ) و رَحِمها را قطع كنند و دنبال هوس بروند و خونريزي را آسان و سبك شمارند و علم ( يا عدل ) ضعيف شود و ظلم افتخار باشد ؛ اُمرا فاجر ؛ وُزَرا ستمگر ؛ كدخدايان ( نمايندگان ) خائن ؛ قرآن خوانان فاسق گردند ؛ شهادتِ دروغ رايج و زنا و تهمت و گناه و طغيان علني شود ؛ قرآنها به زيور آراسته و مساجد زينت يافته و مناره ها بلند ساخته و اشرار احترام شوند ؛ در صفها ازدحام ، در دلها اختلاف و در پيمانها شكستن واقع گردد و موعود نزديك شود و از روي حرص دنيا ، زنها در تجارت با شوهرانشان مشاركت كنند ؛ صداي بي دينها ( بدعت گزاران ) بلند گردد و به آنها گوش فرا داده شود و بدترين افراد هر قومي سرپرست آنها شود و از افراد فاجر – از ترس اذيت آنها – تقيّه كنند ؛ دروغگو به راستگويي و خائن به امانتداري شناخته شوند ؛ زنهاي آوازه خوان و نوازندگان به كار گرفته شوند و آخرين اين امت اولشان را لعنت نمايد و زنها بر زين سوار شوند ( ماشين ) و زنان ، خود را به مردان و مردان ، خود را به زنان شبيه گردانند و شاهد ناديده ( يا ناخواسته ) گواهي دهد و شاهد ديگري براي طرفداري گواهي دهد – بدون اطلاع از جريان – و براي غير خدا فقه بياموزند و كار دنيا را بر آخرت ترجيح دهند و بر دلهاي گرگ صفت ، لباس ميش پوشانند ، دلهايشان از مردار گنديده تر و از صبر ، تلخ تر باشد ، پس در آن هنگام ، زود ، زود ! و شتاب ، شتاب ! در آن روز بهترين جاها بيت المقدّس باشد كه زماني بر مردم فرا رسد كه هر كدام تمنّا مي كنند كه از ساكنان آن باشند .
اصبغ بن نُباته از جاي برخاست و عرضه داشت : يا اميرالمؤمنين ، دجّال كيست ؟
فرمود : دجّال ، صايد بن صايد ( صيد ) است ، بدبخت كسي است كه او را تصديق كند و خوشبخت آن است كه او را تكذيب نمايد ، از شهري كه آن را اصفهان مي نامند ، از روستايي كه يهوديه خوانده مي شود بيرون آيد ، چشم راستش ممسوح است و چشم ديگرش در پيشاني مانند ستاره صبح مي درخشد و در آن لكّه اي باشد كه گويي به خون آميخته است . ميان دو چشمش نوشته : اين كافر است ؛ كه هر باسواد و بي سواد آن را مي خواند . به درياها فرو مي رود و آفتاب با او مي گردد ، در مقابلش كوهي از دود و پشت سرش كوهي سفيد مي باشد كه مردم مي پندارند نان است .
در زمان قحطي شديدي خروج مي كند و بر خر سفيدي سوار است كه هر گامش يك ميل مي باشد و آبگاه به آبگاه زمين برايش نور ديده مي شود و به هيچ آبي نگذرد مگر اينكه تا روز قيامت فرو رود ، با صداي بلندي كه شرق و غرب بشنوند فرياد بزند : به سوي من آييد دوستان من ، كه منم آنكه آفريدم و درست كردم و تقدير و هدايت نمودم . اَنَا رَبُّكُمُ الْاَعلي ! آن دشمن خدا دروغ مي گويد . او يك چشم است ، غذا مي خورد و در بازارها راه مي رود ، به راستي كه پروردگارتان نه يك چشم است و نه راه مي رود و نه زوال دارد . خداوند از اين پندارها بسي برتر است .
بدانيد كه بيشتر پيروانش اولاد زنا و داراي پوستينهاي سبز هستند . خداوند عزّ و جل او را در شام ، بر سر گردنه اي به نام افيق خواهد كشت ، او سه ساعت از روز جمعه گذشته ، به دست كسي كه حضرت مسيح عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي خواند كشته مي شود ( مهدي عجّل الله ) ، همانا كه بعد از آن طامّه كبري ( در هم كوبنده بزرگ ) خواهد بود .
عرض كرديم : آن چيست يا اميرالمؤمنين ؟ فرمود : خروج " دابّة الارض " از كنار كوه صفا كه انگشتري سليمان و عصاي موسي با او باشد ، انگشتري را بر روي هر مؤمني بگذارد نقش مي گيرد : اين به حق مؤمن است . و بر روي هر كافري كه بگذارد نوشته مي شود : اين به حق كافر است ، تا جاييكه مؤمن بانگ برزند كه : واي بر تو اي كافر ، و كافر فرياد برآورد : خوشا به حال تو اي مؤمن كه من دوست مي داشتم همانند تو باشم و رستگار شوم ؛ سپس دابّه سر بردارد ، آنگاه به اذن خداوند شرق و غرب او را ببينند و اين امر بعد از طلوع آفتاب از مغرب خواهد بود و توبه برداشته خواهد شد ، ديگر نه توبه قبول مي شود و نه عملي مفيد ، سپس فرمود : از من نپرسيد كه پس از آن چه خواهد شد ؟ زيرا حبيب من رسول الله صلي الله عليه و آله از من عهد گرفته كه آن را جز به خاندانم نگويم .
نزال بن سبره مي گويد : به صعصعة بن صوحان گفتم : اي صعصعه ، منظور اميرالمؤمنين از اين سخن چيست ؟ گفت : اي پسر سبره ، آنكه عيسي بن مريم پشت سرش نماز خواهد خواند . دوازدهمين تن از عترت پيغمبر و نهمين فرزند حسين عليه السّلام است و اوست آفتابي كه از مغربِ خود برآيد ، كنار ركن و مقام ظاهر مي شود و زمين را پاك مي كند و ميزان عدل را برقرار مي سازد ، پس آن هنگام هيچ كس به ديگري ظلم نخواهد كرد ، اميرالمؤمنين عليه السّلام ما را خبر داد كه حبيب او رسول الله صلي الله عليه و آله با او عهد كرده كه جز به امامان از عترتش به احدي نگويد كه بعداً چه خواهد شد .
کتاب مکیال المکارم جلد اول
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله : هر كس سوره كهف را تا هشت روز بخواند ، از هر گونه فتنه اي محفوظ مي ماند و اگر دجّال در آن هشت روز خروج نمايد ، خداوند او را از فتنه دجّال مصون مي گرداند . هر آنكه ده آيه از سوره كهف را از حفظ بخواند ، فتنه دجّال به او ضرري نخواهد رساند . هر كس سوره كهف را بخواند خداوند به او نوري عطا خواهد كرد كه تا آسمان مي رسد و از فتنه دجّال محفوظ مي ماند .
لينك ثابت ![]()
توقیع امام زمان عجل الله به علي بن محمد سمري ( یاران مهدی )
در توقيعي كه امام زمان عجّل الله براي شيخ ابوالحسن علي بن محمد سمري فرستاده است ، چنين آمده :
بسم الله الرحمن الرحيم
اي علي بن محمد سمري خداوند اجر برادرانت را در حقّ تو زياد گرداند كه تو تا شش روز ديگر خواهي مُرد ، پس امر خود را جمع آوري كن و به جانشيني بعد از خودت وصيّت مكن كه غيبت تامّه واقع شده ، پس ظهور ممكن نيست مگر به اذن خداوند عزّ و جل و آن بعد از طول مدّت و قساوت دلها و پر شدن زمين از ستم خواهد بود و از شيعيان من كساني خواهند آمد كه ادعاي مشاهدت كنند ، آگاه باشيد كه هر كس پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني ادعاي مشاهدت كند ؛ دروغگوي افترا زننده است .
و لا حول و لا قوة الّا بالله العلي العظيم
كتاب مكيال المكارم جلد اول
بنا بر اين توقيع هر كس ادعا كند كه امام زمان عليه السّلام را ( تا قبل از نشانه هاي مذكور ) ، ديده است به گفته شخص امام زمان عليه السّلام ، دروغگو است و نبايد به او اعتماد كرد زيرا او در حال پراكندن تخم نفاق در بين شيعيان مي باشد ؛ همچنانكه در اين زمانه كساني هستند كه اين ادعا را دارند و متأسفانه افراد جاهل هم كم نيستند و فريب مي خورند .
منبع : پایگاه اطلاع رسانی چهارده منتخب
اطلاع مهدي عليه السّلام از تمامي كارهاي ما ( یاران مهدی )
امام زمان عجّل الله بر تمام كارهايي كه ما انجام مي دهيم ، آگاه است ؛ زيرا :
در كمال الدين از حسن بن وجناء نصيبي آمده كه گفت : در پنجاه و چهارمين حج خود ، زير ناودان كعبه پس از نماز عشاء در حال سجده بودم و در دعا ناله و زاري مي كردم كه ناگاه كسي مرا جنباند و گفت : اي حسن بن وجناءبرخيز . گويد : برخاستم ديدم كنيزكي است زرد رنگ و لاغر اندام ، گمان كنم بيش از چهل سال داشت ، جلو من راه افتاد و من بدون سؤال در پي او راه افتادم تا به خانه حضرت خديجه سلام الله رسيد ، در آن خانه اتاقي بود كه درب آن وسط حياط باز مي شد و پلّه هايي از چوب ساج داشت كه بالا مي رفت ، كنيزك بالا رفت ، آنگاه صداي شخصي را شنيدم كه : اي حسن بالا بيا . پس بالا رفتم و بر در اتاق ايستادم كه حضرت صاحب الزمان عليه السّلام فرمود : اي حسن ، گمان مي كني كه از من پنهاني ؟ به خدا قسم هر بار كه به حج آمدي با تو بودم . سپس احوال مرا بيان فرمود ، من بيهوش به رو افتادم ، پس احساس كردم دستي به من خورد از جاي برخاستم ، به من فرمود : در مدينه در خانه جعفر بن محمد عليه السّلام ، اقامت كن و در فكر آب و غذا و لباس مباش . سپس دفتري به من داد كه در آن دعاي فرج و ذكر صلواتي بر آن حضرت نوشته شده بود و فرمود : اين دعا را بخوان و اين طور بر من صلوات بفرست و اين دفتر را جز به كساني كه سزاوار هستند از دوستانم نشان مده كه خداوند جلّ جلاله تو را موفق خواهد داشت .
عرض كردم : اي آقاي من پس از اين ديگر شما را نمي بينم ؟ فرمود : اي حسن هر وقت خداوند بخواهد ( خواهي ديد ) .
كتاب مكيال المكارم . جلد اول
دليل آورده شده براي دانايان و اهل تعقّل ، دليل بسيار واضح و قابل قبولي مي باشد كه امام زمان عليه السّلام ما را مي بيند پس سعي كنيم به مرور زمان گناه را كنار بگذاريم .
منبع : www.14montakhab.com
..: آخرين مطالب ارسالي :..
All Rights Reserved 2005-2006 © by emam12.Blogfa.com
پايگاه اطلاع رساني چهارده منتخب
www.14montakhab.com

